عماد الدين حسن بن علي الطبري
226
كامل بهائى ( فارسي )
جهنى گفتم اى رسول خداى چه مىگوئى در باب اين قوم كه در خدمت تو قتال مىكنند بعضى از ايشان مىگويند ابو بكر بهترين اين امت است بعد از تو و بعضى مىگويند عمر بهترين امت است بعد از تو اگر تو را حادثهاى پيش آيد ما پيروى آن كنيم پس رسول خداى گفت پيروى كنيد كسى را كه خداى او را برگزيده بعد از من و آن كس را كه اشتقاق كرده براى او اسمى از اسماء خود و كسى كه خداى تعالى تزويج كرده به او دختر مرا از نزد خود و كسى را كه موكل ساخت به او ملائكه را تا با دشمنان او حرب كنند گفتم كيست او اى رسول خدا . گفت على بن أبي طالب . و از ابو بكر بن مردويه روايت است كه از اسحاق روايت كرده و وى از حارث گفت كه على گفت ما اهل بيتيم در ميان مردم پس مردى بخاست و به نزديك عبد اللّه بن عباس رفت و او را از اين سخن خبر داد عبد اللّه گفت راست گفت على آيا على نبود كه پيغمبر زنده بود ما او را به ساير مردم قياس نمىكرديم پس گفت اين آية در شأن على بن ابى طالب عليه السّلام نازل شد « ان الذين آمنوا » الآية يعنى بدرستى آنان كه ايمان آوردند و عمل صالح كردند آنانند بهترين خلايق . عماد بن شفرويه در بعض تصانيف خويش ذكر كرد : عن شيخ المدنى القريشى صاحب جامع العلوم عن ابن مردويه عن الباقر عن آبائه عن على عليه السّلام عن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قال : كنت انا و على نورا بين يدى اللّه من قبل ان يخلق آدم باربعة عشر الف عام . فلما خلق اللّه آدم سلك ذلك النور فى الاصلاب . فلم يزل ينقله من صلب الى صلب آخر حتى اقره صلب عبد المطلب . ثم اخرجه من صلب عبد المطلب و يقسمه قسمين فصير قسما فى صلب عبد اللّه و قسما فى صلب ابى طالب . فعلى منى و انا منه . لحمه لحمى و دمه دمى ، فمن احبه فاحبنى ، و من يبغضه فيبغضنى و ابغضه « 1 » . گفت كه بودم من و على نورى در پيش خداى پيش از آنكه آدم آفريده شود به چهارده هزار سال چون آدم را خدا بيافريد آن نور را در اصلاب روان ساخت پس هميشه نقل كردى از پشتى به پشتى ديگر تا در صلب عبد المطلب قرار گرفت . باز از صلب عبد المطلب بيرون آورد و دو قسمت كرد پس قسمتى در صلب عبد اللّه نهاد و قسمتى در
--> ( 1 ) - بحار الانوار 35 / 33 و 40 / 83 شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 9 / 117 مختصرا و فضائل الخمسة 1 / 203 مختصرا